تبليغاتX
وب Nice

هر کلمه ای که تایپ می کنم انگار داره یکی رو مخم را می ره و یکی بدنم ریش ریش می کنه...

دیگه بیش ترین از این نمی تونم خودم و شکنجه کنم...

فعلا!


+ نوشته شده در شنبه 1388/09/14ساعت 1:14 بعد از ظهر
توسط NiceBoy موضوع: |

به سرم زده یه تغییری تو نحوه ی پست دادنم بدم...

یه حرکت جلب...

من هر چی فکر کردم دیدم حال نمی ده فقط دیالوگ روزمرم با ملت بگم بهتره فکرامو یا همون حرفای توی ذهنم رو کنم...

ok حالا مثلا امروزم می نویسم تا دستتون بیاد چی میگم.  فکر کنم باحال شه!!!

برا باهوشا می گم:

اونایی که این جوری می نویسم حرفای تو دلمه یا همون فکرام!

ok حالا:

با صدای زنگ گوشیم بلند می شم یعنی می پرم اخه شما هم اگه زنگ بیداری رو واسه گوشیتون

اهنگ ماتریکس save کرده باشین مطمئنا خیلی ریلکس پا نمی شین!

لعنتی اصلا نمی تونم چشامو باز کنم بد خوابم میاد از لای پلکام اروم ساعت دید می زنم...

خدا کنه...

خدا کنه ساعت 5/30 باشه! اون وقت می تونم با خیال راحت یه ساعت دیگه بخوابم...

اخه شما نمی دونین تو اون حال و احوال یه ساعت واسه ادم قد یه دنیا ارزش داره!

ولی نه... تف به این شانس...

ساعت 6/30!

چه میشه کرد! با بی حالی بلند می شم! می رم دم اتاقه مونس...

_ مونس... مونس... پاشو ساعت شیش نیمه!

نیستش...

از پشت سر صداش می شنوم:

_ سلام صبح بخیر

بر می گردم...

یه گرم کن تنش کرده داره لبخند می زنه...

دختره ی بی کار معلوم نیست اول صبحی کجا بوده...

_ علیک! کجا بودی اول صبحی؟ گرم کن منو چرا تنت کردی؟

_ ماله خودم کثیف بود... رفته بودم ورزش تو هم انقد نخوابی برات بهتره!

سیکتیر! عتیقه چند بار بهش گفتم سفید نگیر زود کثیف میشه!

گفت:

چی؟

_ هیچی!

بعضی وقتا یه سری چیزا رو فکر می کنم تو دلم گفتم ولی انگار بلند هم می گمش!

دمش گرم میز صبحونه هم چیده!

دست صورتم که شستم می رم صبحونه بخورم هنوز منگ خوابی هم که دیشب تا صبح دیدم دارم

فکر می کنم خوابم در مورد چی بود؟! لعنتی انقد قاطی پاتی بود هیچی یادم نمیاد!

خواب های منم که قربونش برم انقد بی سرو ته که ادم هیچی نمی فهمه!

از حیوونای باغ وحش بگیر تا جن و پری و اتوسا! همچی توش پیدا میشه! اصلا ملت میان اوجا

خوش میگذرونن انگار هتله!

بی خیال...

مونس داشت می رفت بیرون:

_ من دارم می رم بیرون کار دارم لباسا رو انداختم ماشین لباس شویی بوی گند سیگار می داد...

_ من...

_ می دونم اره تو نکشیدی رفیقات کشیدن تو هم وایسادی نصیحتشون کردی که نکشن به هر حال

امروز نوبته تو ظرفا رو بشوری!

ا ه ه ه اصلا به تو چه؟ من دلم می خواد سیگار بکشم مشکلیه؟

رفتش...

_ خدافظ!

بری دیگه بر نگردی!

گوشیمو بر می دارم یه تل می زنم به...

یه چند تا بوق می زنه بعد یکی جواب میده:

_ الو

_ سلام عزیزم...

---------------------------------------------------------------------------------------------------

_ تا همین جا کافیه باقیش باشه واسه بعد!

_ تو پست بعدی می خوام عکسامم بزارم!



+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/09/04ساعت 0:47 قبل از ظهر
توسط NiceBoy موضوع: |

mehdipichpichi

NiceBoy

mehdipichpichi

http://mehdipichpichi.blogfa.com

وب Nice

وب Nice

وب Nice

NiceBoy هستم از بچه های خفن تهران!!!
با چت خیلی حال می کنم!
راستی برو بچ اش و اسدی و 360 و کلا کسایی که منو می شناسن منو به اسم NiceBoy می شناسن اینو که گفتم که اگه شک کردین که من همونم شک تون به یقین تبدیل بشه lol
بچه ها حواستون به وضعیت یاهوم باشه اگه انلاین بودم روش کلیک کنین دوست دارم با همتون یه چت دوستانه داشته باشم
راستی من عادت دارم با هر پستم یه قالب می ذارم (شاد یا غمگین یا...) پس زود قضاوت نکنین!
فعلا! !!!I am Nice

وب Nice

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog